Just another مهدی بلاگ weblog
پیشگفتار: مهمترین و واجب ترین امور از نظر عقل وشرع عبارت است از : اذا کردن حق کسی که بر عهده تو حق داسته ، و نیز پاداش دادن به کسی  که به تو احسان نموده باشد. و بدون تردید کشی که از تمام مردم حقش بر گردن ما افزون تر است و ازهمه بیشتر احسانش شامل حال ما می شود، وهم آن کسی که خداوند معرفتش را متمیم دین ما و باور به او را مکمل یقین ما وانتظار فرجش را بهترین اعمال ما قرار داده است ، یعنی صاحب الرمان وپرچمدار عدل واحسان وپاک کننده کفر وطغیان، عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصيت‏حضرت صاحب‏الامر عليه السلام باعث‏شده است كه در طول هزار و اندى سال كه از غيبت كبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشته‏اند، از ديدگاهى خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند . در اين ميان جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان و معنا با طرح موضوع خليفة‏الله و انسان كامل و پرداختن به نقش حجت الهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبه‏ها غفلت ورزيدند . گروهى ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبيعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشى كه آن حضرت به عنوان امام و پيشواى مردم به عهده دارند هيچ‏گونه مسؤوليتى را در زمان غيبت متوجه مردم نديدند و تنها تكليف مردم را اين دانستند كه براى فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بيايند و امور مردم را اصلاح كنند . عده‏اى هم ضمن توجه به جنبه فراطبيعى و طبيعى وجود مقدس حضرت حجت عليه السلام تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانستند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند . اما در اين ميان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى كه بدان‏ها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبت‏برآمدند . در اين ديدگاه، هم مساله خلافت الهى انسان كامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظيفه‏اى كه مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدس و تعجيل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است . شايد بتوان امام راحل امت، قدس‏سره، را به عنوان درخشان‏ترين چهره از گروه اخير ذكر كرد . ايشان با صراحت‏به نقد و بررسى برداشت‏هاى مختلفى كه از مساله انتظار فرج وجود دارد، پرداخته و ديدگاه خاص خود را در اين زمينه چنين مطرح ساختند: البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمى‏توانيم بكنيم، اگر مى‏توانستيم مى‏كرديم . اما، چون نمى‏توانيم بكنيم ايشان بايد بيايند ... . اما ما بايد فراهم كنيم كار را، فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براى آمدن حضرت عليه السلام ... ايشان در جايى ديگر نيز درباره مفهوم «انتظار فرج‏» مى‏فرمايند: انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند . و مقدمات ظهور ان‏شاءالله تهيه شود . در این تحقیق سعی شده در رابطه با وظایف منتظران در عصر غیبت تا انجا که مقدور است پرداخته شود.   فصل اول: سؤالهای فرعی: قبل از پرداختن به اصل بحث به چند تا مسأله بعنوان سؤالهای فرعی اشاره خواهم کرد، که: 1- آیا انتظار ضرورت دارد؟  فضیلت آن چست؟ آثار انتظار چست؟ 1 . ضرورت انتظار در تفكر شيعى، انتظار موعود، به عنوان يك اصل مسلم اعتقادى مطرح بوده و در بسيارى از روايات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد، عليهم‏السلام، تصريح شده است، كه از جمله مى‏توان به روايات زير اشاره كرد: 1 . محمد بن ابراهيم نعمانى در كتاب الغيبة روايت كرده است كه روزى امام صادق عليه السلام خطاب به اصحاب خود فرمودند: آيا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هيچ عملى را جز به آن از بندگان نمى‏پذيرد؟ گفتم: چرا . فرمود: گواهى دادن به اينكه هيچ شايسته پرستشى جز خداوند نيست و اينكه محمد [ صلى الله عليه و آله] بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولايت ما، و بيزارى از دشمنانمان - يعنى خصوص امامان - و تسليم شدن به آنان، و پرهيزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمينان و انتظار قائم عليه السلام . 2 . ثقة الاسلام كلينى در كتاب الكافى روايت مى‏كند كه روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر عليه السلام وارد شد و صفحه‏اى در دست داشت; حضرت باقر عليه السلام به او فرمود: اين نوشته مناظره كننده‏اى است كه پرسش دارد از دينى كه عمل در آن مورد قبول است . آن مرد عرض كرد: رحمت‏خداوند بر تو باد همين را خواسته‏ام . پس حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام فرمود: گواهى دادن به اينكه خدا يكى است و هيچ شريكى براى او وجود ندارد، و اين كه محمد بنده و رسول او است، و اين كه اقرار كنى به آنچه از سوى خداوند آمده، و ولايت ما خاندان و بيزارى از دشمنان ما، و تسليم به امر ما، و پرهيزكارى و فروتنى، و انتظار قائم ما، كه ما را دولتى است كه هر وقت‏خداوند بخواهد آن را خواهد آورد . 3 . شيخ صدوق در كتاب كمال‏الدين از «عبدالعظيم حسنى‏» روايت مى‏كند كه: روزى بر آقايم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسين‏بن‏ابى‏طالب، عليهم‏السلام، وارد شدم و مى‏خواستم كه درباره قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدى است‏يا غير او پس خود آن حضرت آغاز سخن كرد و به من فرمود: اى ابوالقاسم! بدرستى كه قائم از ماست و او است مهدى كه واجب است در [زمان] غيبتش انتظار كشيده شود و در [زمان] ظهورش اطاعت گردد، و او سومين [امام] از فرزندان من است . () روايات ياد شده و بسيارى روايات ديگر - كه در اين مجال فرصت طرح آنها نيست - همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غيبت دلالت مى‏كند، اما حال بايد ديد كه انتظار چه فضيلتى دارد و در كلام معصومين، عليهم‏السلام، از چه جايگاهى برخوردار است . 2 . فضيلت انتظار در روايات اسلامى آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران موعود برشمرده شده كه گاه انسان را به تعجب وا مى‏دارد كه چگونه ممكن است عملى كه شايد در ظاهر ساده جلوه كند از چنين فضيلتى برخوردار باشد . البته توجه به فلسفه انتظار و وظايفى كه براى منتظران واقعى آن حضرت بر شمرده شده، سر اين فضيلت را روشن مى‏سازد . 1 . از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايت‏شده است كه فرمودند: برترين عبادت‏ها انتظار فرج است . () 2 . همچنين از آن حضرت روايت‏شده است كه: برترين جهاد امت من انتظار فرج است . () 3 . مرحوم مجلسى در كتاب بحارالانوار از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمودند: منتظر فرج باشيد و از رحمت‏خداوند نااميد نشويد . بدرستى كه خوشايندترين اعمال نزد خداوند، صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است . () 4 . شيخ صدوق در كتاب كمال‏الدين از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان - كه بر آنها درود باد - فرمود: منتظر امر (حكومت) ما، بسان آن است كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد . () 5 . در همان كتاب به نقل از امام صادق عليه السلام روايت ديگرى به اين شرح در فضيلت منتظران وارد شده است: خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولياء خدا هستند، همان‏ها كه نه ترسى برايشان هست و نه اندوهگين شوند . () 6 . در روايت ديگرى مرحوم مجلسى از امام صادق عليه السلام نقل مى‏كند كه: هر كس از شما بميرد در حالى كه منتظر اين امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم عليه السلام در خيمه‏اش بوده باشد . سپس حضرت چند لحظه‏اى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشير بزند . سپس فرمود: نه، به‏خدا همچون كسى است كه در پيشگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله شهيد شده باشد . () چرا اين همه فضيلت؟ با مشاهده روايات ياد شده ممكن است‏براى بسيارى اين پرسش پيش آيد كه چرا انتظار از چنين فضيلت‏برجسته‏اى برخودار است؟ براى رسيدن به پاسخ مناسبى براى اين پرسش چند نكته اساسى را بايد مورد توجه قرار داد: 1 . انتظار حلقه اتصال شيعه با امام معصوم: چنانكه مى‏دانيد «ولايت‏» و «امامت‏» ركن اساسى مكتب تشيع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت‏خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترين نقاط تمايز اين مكتب از ساير مكتب‏هاست . از ديدگاه شيعه پذيرش ولايت معصومين، عليهم‏السلام، و به طور كلى تسليم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضيلت‏ها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است . البته انتظار به همان مفهوم درست آن; يعنى اميد به ظهور و قيام عدالت‏گستر دوازدهمين امام معصوم از خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ; همو كه در حال حاضر حجت‏خدا، واسطه فيض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شيعيان خود و فريادرس آنها در گرفتارى‏ها و ناملايمات است . 2 . انتظار، معيار ارزش انسان‏ها: آرزوها و آمال انسان‏ها معيار خوبى براى سنجش ميزان رشد، كمال و تعالى آنهاست; تا آنجا كه برخى مى‏گويند: «بگو چه آرزويى دارى تا بگويم كيستى‏» . آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكايت از كمال روح و رشد شخصيت انسان‏ها و بلنداى همت آنها مى‏كند . به عكس آرزوهاى خرد، حقير و بى‏ارزش نشان از بى‏همتى و رشدنيافتگى افراد دارد . امام على عليه السلام در همين زمينه مى‏فرمايد: ارزش مرد به اندازه همت اوست . () پس از اين مقدمه مى‏توان گفت كه چون انسان منتظر برترين و ارزشمندترين آمال و آرزوهاى ممكن را داراست، به طور طبيعى از بهترين و والاترين ارزش‏ها نيز برخوردار است . توضيح اينكه آرزوى نهايى انسان منتظر، حاكميت نهايى دين خدا و مذهب اهل‏بيت، عليهم‏السلام، بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و مستضعفان در سراسر گيتى، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقرارى نظام قسط و عدالت‏بر پهنه زمين و گسترش امنيت و رفاه در جاى جاى كره خاك است . 3 . انتظار عامل پويايى و سازندگى فرد و اجتماع: چنانكه از مطالب بعدى و در بحث از وظايف منتظران روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پويايى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غيبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظايفى كه براى او برشمرده شده عمل كند به الگوى مطلوب انسان ديندار دست مى‏يابد و از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار مى‏شود . به عبارت ديگر انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به همان شان و منزلتى كه مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل مى‏شود . 4 . آثار انتظار انتظار منجى موعود از سويى عاملى براى پايدارى و شكيبايى در برابر سختى‏ها و مشكلات عصر غيبت و از سويى ديگر عاملى براى پويايى، تحرك و آماده‏باش هميشگى شيعيان است . براساس تعاليم ائمه معصومين، عليهم‏السلام، منتظر بايد هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگى خود را چنان سامان دهد كه هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت‏بتواند با سربلندى در پيشگاه حجت‏خدا حاضر شود . آنچه درباره نقش سازنده انتظار گفته شد تنها زمانى مفهوم خود را بدرستى باز مى‏يابد كه بدانيم در مذهب شيعه «منجى موعود» تنها به عنوان انسان برترى كه در آخرالزمان زمين را از عدالت پر مى‏سازد و انسان‏هاى در بند را رهايى مى‏بخشد مطرح نيست; بلكه در اين مذهب او به عنوان تداوم‏بخش رسالت انبيا، وارث اولياى الهى و در يك كلام «حجت‏خدا» () بر روى زمين نيز مطرح است . به اعتقاد شيعه حجت‏خداوند بر روى زمين از طرفى دليل و راهنماى آشكار مردم به سوى صراط مستقيم و از طرف ديگر ملاك و معيارى است كه انسان‏ها مى‏توانند با رجوع به او ميزان انطباق خود را با دين خدا بسنجند . با توجه به اين مفهوم آنكه در انتظار ظهور حجت است‏خود را مكلف مى‏كند كه تا همه مناسبات فردى و جمعى‏اش انعكاس انتظارش باشد; به بيان ديگر تنها كسانى در زمان «ظهور» سربلندند كه در زمان «غيبت‏» در جهت تامين رضايت مولايشان تلاش كرده باشند . اين معنا را بصراحت مى‏توان از قرآن و روايات استفاده كرد . در يكى از آيات قرآن كريم آمده است: روزى كه برخى نشانه‏هاى خدا آشكار شود، ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . بگو چشم به راه باشيد، ما نيز چشم به راهيم . () در ذيل آيه يادشده، روايات متعددى به طريق شيعه و اهل سنت نقل شده كه در آنها «روزى كه برخى نشانه‏هاى خدا آشكار شود» به زمان ظهور حضرت مهدى عليه السلام تفسير شده است . () از جمله در روايتى كه از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه مزبور وارد شده، چنين آمده است: مراد از نشانه‏ها امامان هستند و آن نشانه‏اى كه انتظار كشيده مى‏شود، قائم عليه السلام است . در آن زمان ايمان كسى كه پيش از قيام آن حضرت با شمشير، ايمان نياورده براى او سودى نخواهد داشت، اگرچه به پدران آن حضرت كه پيش از او بودند، ايمان آورده باشد . () امام صادق عليه السلام در روايت ديگرى آيه يادشده را چنين تفسير مى‏كنند: [مراد از آن روز] زمان خروج قائم ماست كه انتظارش كشيده مى‏شود، آنگاه فرمود: اى ابابصير! خوشا به حال پيروان قائم ما كه در زمان غيبت او چشم به راه ظهور اويند و در زمان ظهورش او را پيروى مى‏كنند . آنها دوستان خدا هستند كه نه بيمناك مى‏شوند و نه اندوهگين مى‏گردند . () در زيارت «ال‏ياسين‏» نيز كه از ناحيه مقدسه امام عصر عليه السلام نقل شده، با اشاره به آيه مذكور، خطاب به ائمه معصومين، عليهم‏السلام، آمده است: ... رجعت‏شما [امامان] حق است و هيچ ترديدى در آن نيست، روزى كه ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . () با توجه به اين نكته كه «رجعت‏» از رويدادهاى مقارن با عصر ظهور امام مهدى عليه السلام است‏بروشنى مى‏توان نتيجه گرفت كه آيه يادشده نيز در زمان ظهور تحقق مى‏يابد . نكته‏اى كه از آيه و روايات يادشده استفاده مى‏شود اين است كه هر كس بايد تا پيش از آشكار شدن حجت‏خداوند چنان زندگى كند و خود و جامعه‏اش را چنان بسازد كه بتواند به هنگام ظهور در پيشگاه آن حضرت پاسخگو باشد; چراكه در آن روز ديگر توبه و پشيمانى سودى ندارد . در روايتى كه پيش از اين از حضرت صاحب‏الامر عليه السلام نقل كرديم، ديديم كه آن حضرت درباره وظايف شيعيان در زمان غيبت مى‏فرمايد: پس هر يك از شما بايد آنچه را كه موجب دوستى ما مى‏شود، پيشه خود سازد و از هر آنچه كه موجب خشم و ناخشنودى ما مى‏گردد، دورى گزيند; زيرا فرمان ما به‏يكباره و ناگهانى فرا مى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت‏براى كسى سودى ندارد و پشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمى‏بخشد . با توجه به آنچه گفته شد در مى‏يابيم كه انتظار «حجت‏» انتظارى است زنده و پويا كه در لحظه لحظه حيات آدمى جارى مى‏شود و زندگى فردى و اجتماعى او را متحول مى‏سازد .
+ نوشته شده در جمعه شانزدهم بهمن 1388 ساعت 19:14 توسط hamidy115 یک نظر