پیشگفتار:
مهمترین و واجب ترین امور از نظر عقل وشرع عبارت است از : اذا کردن حق کسی که بر عهده تو حق داسته ، و نیز پاداش دادن به کسی که به تو احسان نموده باشد.
و بدون تردید کشی که از تمام مردم حقش بر گردن ما افزون تر است و ازهمه بیشتر احسانش شامل حال ما می شود، وهم آن کسی که خداوند معرفتش را متمیم دین ما و باور به او را مکمل یقین ما وانتظار فرجش را بهترین اعمال ما قرار داده است ، یعنی صاحب الرمان وپرچمدار عدل واحسان وپاک کننده کفر وطغیان، عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصيتحضرت صاحبالامر عليه السلام باعثشده است كه در طول هزار و اندى سال كه از غيبت كبرى مىگذرد، هر گروه از مردم بسته به گرايشهاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى كه داشتهاند، از ديدگاهى خاص به تحليل شخصيت و تعيين جايگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند .
در اين ميان جمعى از اصحاب سير و سلوك و رهروان طريق عرفان و معنا با طرح موضوع خليفةالله و انسان كامل و پرداختن به نقش حجت الهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبيعى آن وجود مقدس توجه كرده و از ساير جنبهها غفلت ورزيدند .
گروهى ديگر از اصحاب شريعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبيعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح كردن نقشى كه آن حضرت به عنوان امام و پيشواى مردم به عهده دارند هيچگونه مسؤوليتى را در زمان غيبت متوجه مردم نديدند و تنها تكليف مردم را اين دانستند كه براى فرج آن حضرت دعا كنند تا خود بيايند و امور مردم را اصلاح كنند .
عدهاى هم ضمن توجه به جنبه فراطبيعى و طبيعى وجود مقدس حضرت حجت عليه السلام تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظيفه خود را اين دانستند كه با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند .
اما در اين ميان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى كه بدانها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعيين وظيفه و نقش مردم در دوران غيبتبرآمدند . در اين ديدگاه، هم مساله خلافت الهى انسان كامل مطرح است، هم به جايگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظيفهاى كه مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدس و تعجيل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است .
شايد بتوان امام راحل امت، قدسسره، را به عنوان درخشانترين چهره از گروه اخير ذكر كرد . ايشان با صراحتبه نقد و بررسى برداشتهاى مختلفى كه از مساله انتظار فرج وجود دارد، پرداخته و ديدگاه خاص خود را در اين زمينه چنين مطرح ساختند:
البته اين پر كردن دنيا را از عدالت، اين را ما نمىتوانيم بكنيم، اگر مىتوانستيم مىكرديم . اما، چون نمىتوانيم بكنيم ايشان بايد بيايند ... . اما ما بايد فراهم كنيم كار را، فراهم كردن اسباب اين است كه كار را نزديك بكنيم، كار را همچو بكنيم كه مهيا بشود عالم براى آمدن حضرت عليه السلام ...
ايشان در جايى ديگر نيز درباره مفهوم «انتظار فرج» مىفرمايند:
انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و بايد كوشش كنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا كند . و مقدمات ظهور انشاءالله تهيه شود .
در این تحقیق سعی شده در رابطه با وظایف منتظران در عصر غیبت تا انجا که مقدور است پرداخته شود.
فصل اول: سؤالهای فرعی:
قبل از پرداختن به اصل بحث به چند تا مسأله بعنوان سؤالهای فرعی اشاره خواهم کرد، که:
1- آیا انتظار ضرورت دارد؟
فضیلت آن چست؟
آثار انتظار چست؟
1 . ضرورت انتظار
در تفكر شيعى، انتظار موعود، به عنوان يك اصل مسلم اعتقادى مطرح بوده و در بسيارى از روايات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد، عليهمالسلام، تصريح شده است، كه از جمله مىتوان به روايات زير اشاره كرد:
1 . محمد بن ابراهيم نعمانى در كتاب الغيبة روايت كرده است كه روزى امام صادق عليه السلام خطاب به اصحاب خود فرمودند:
آيا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هيچ عملى را جز به آن از بندگان نمىپذيرد؟ گفتم: چرا . فرمود: گواهى دادن به اينكه هيچ شايسته پرستشى جز خداوند نيست و اينكه محمد [ صلى الله عليه و آله] بنده و فرستاده او است، و اقرار كردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولايت ما، و بيزارى از دشمنانمان - يعنى خصوص امامان - و تسليم شدن به آنان، و پرهيزكارى و تلاش و مجاهدت و اطمينان و انتظار قائم عليه السلام .
2 . ثقة الاسلام كلينى در كتاب الكافى روايت مىكند كه روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر عليه السلام وارد شد و صفحهاى در دست داشت; حضرت باقر عليه السلام به او فرمود:
اين نوشته مناظره كنندهاى است كه پرسش دارد از دينى كه عمل در آن مورد قبول است . آن مرد عرض كرد: رحمتخداوند بر تو باد همين را خواستهام . پس حضرت ابوجعفر باقر عليه السلام فرمود: گواهى دادن به اينكه خدا يكى است و هيچ شريكى براى او وجود ندارد، و اين كه محمد بنده و رسول او است، و اين كه اقرار كنى به آنچه از سوى خداوند آمده، و ولايت ما خاندان و بيزارى از دشمنان ما، و تسليم به امر ما، و پرهيزكارى و فروتنى، و انتظار قائم ما، كه ما را دولتى است كه هر وقتخداوند بخواهد آن را خواهد آورد .
3 . شيخ صدوق در كتاب كمالالدين از «عبدالعظيم حسنى» روايت مىكند كه:
روزى بر آقايم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسينبنابىطالب، عليهمالسلام، وارد شدم و مىخواستم كه درباره قائم از آن حضرت سؤال كنم كه آيا همان مهدى استيا غير او پس خود آن حضرت آغاز سخن كرد و به من فرمود:
اى ابوالقاسم! بدرستى كه قائم از ماست و او است مهدى كه واجب است در [زمان] غيبتش انتظار كشيده شود و در [زمان] ظهورش اطاعت گردد، و او سومين [امام] از فرزندان من است . ()
روايات ياد شده و بسيارى روايات ديگر - كه در اين مجال فرصت طرح آنها نيست - همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غيبت دلالت مىكند، اما حال بايد ديد كه انتظار چه فضيلتى دارد و در كلام معصومين، عليهمالسلام، از چه جايگاهى برخوردار است .
2 . فضيلت انتظار
در روايات اسلامى آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران موعود برشمرده شده كه گاه انسان را به تعجب وا مىدارد كه چگونه ممكن است عملى كه شايد در ظاهر ساده جلوه كند از چنين فضيلتى برخوردار باشد . البته توجه به فلسفه انتظار و وظايفى كه براى منتظران واقعى آن حضرت بر شمرده شده، سر اين فضيلت را روشن مىسازد .
1 . از پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله روايتشده است كه فرمودند:
برترين عبادتها انتظار فرج است . ()
2 . همچنين از آن حضرت روايتشده است كه:
برترين جهاد امت من انتظار فرج است . ()
3 . مرحوم مجلسى در كتاب بحارالانوار از اميرالمؤمنين عليه السلام نقل مىكند كه آن حضرت فرمودند:
منتظر فرج باشيد و از رحمتخداوند نااميد نشويد . بدرستى كه خوشايندترين اعمال نزد خداوند، صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است . ()
4 . شيخ صدوق در كتاب كمالالدين از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان - كه بر آنها درود باد - فرمود:
منتظر امر (حكومت) ما، بسان آن است كه در راه خدا به خون خود غلتيده باشد . ()
5 . در همان كتاب به نقل از امام صادق عليه السلام روايت ديگرى به اين شرح در فضيلت منتظران وارد شده است:
خوشا به حال شيعيان قائم ما كه در زمان غيبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولياء خدا هستند، همانها كه نه ترسى برايشان هست و نه اندوهگين شوند . ()
6 . در روايت ديگرى مرحوم مجلسى از امام صادق عليه السلام نقل مىكند كه:
هر كس از شما بميرد در حالى كه منتظر اين امر باشد همانند كسى است كه با حضرت قائم عليه السلام در خيمهاش بوده باشد . سپس حضرت چند لحظهاى درنگ كرده، آنگاه فرمود: نه، بلكه مانند كسى است كه در خدمت آن حضرت شمشير بزند . سپس فرمود: نه، بهخدا همچون كسى است كه در پيشگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله شهيد شده باشد . ()
چرا اين همه فضيلت؟
با مشاهده روايات ياد شده ممكن استبراى بسيارى اين پرسش پيش آيد كه چرا انتظار از چنين فضيلتبرجستهاى برخودار است؟ براى رسيدن به پاسخ مناسبى براى اين پرسش چند نكته اساسى را بايد مورد توجه قرار داد:
1 . انتظار حلقه اتصال شيعه با امام معصوم: چنانكه مىدانيد «ولايت» و «امامت» ركن اساسى مكتب تشيع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجتخدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترين نقاط تمايز اين مكتب از ساير مكتبهاست . از ديدگاه شيعه پذيرش ولايت معصومين، عليهمالسلام، و به طور كلى تسليم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضيلتها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است . البته انتظار به همان مفهوم درست آن; يعنى اميد به ظهور و قيام عدالتگستر دوازدهمين امام معصوم از خاندان پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله ; همو كه در حال حاضر حجتخدا، واسطه فيض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شيعيان خود و فريادرس آنها در گرفتارىها و ناملايمات است .
2 . انتظار، معيار ارزش انسانها: آرزوها و آمال انسانها معيار خوبى براى سنجش ميزان رشد، كمال و تعالى آنهاست; تا آنجا كه برخى مىگويند: «بگو چه آرزويى دارى تا بگويم كيستى» . آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حكايت از كمال روح و رشد شخصيت انسانها و بلنداى همت آنها مىكند . به عكس آرزوهاى خرد، حقير و بىارزش نشان از بىهمتى و رشدنيافتگى افراد دارد .
امام على عليه السلام در همين زمينه مىفرمايد:
ارزش مرد به اندازه همت اوست . ()
پس از اين مقدمه مىتوان گفت كه چون انسان منتظر برترين و ارزشمندترين آمال و آرزوهاى ممكن را داراست، به طور طبيعى از بهترين و والاترين ارزشها نيز برخوردار است .
توضيح اينكه آرزوى نهايى انسان منتظر، حاكميت نهايى دين خدا و مذهب اهلبيت، عليهمالسلام، بر سراسر جهان، استقرار حكومت صالحان و مستضعفان در سراسر گيتى، كوتاه شدن دست ظالمان و مستكبران از گوشه گوشه جهان، برقرارى نظام قسط و عدالتبر پهنه زمين و گسترش امنيت و رفاه در جاى جاى كره خاك است .
3 . انتظار عامل پويايى و سازندگى فرد و اجتماع: چنانكه از مطالب بعدى و در بحث از وظايف منتظران روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پويايى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غيبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظايفى كه براى او برشمرده شده عمل كند به الگوى مطلوب انسان ديندار دست مىيابد و از جايگاه و مرتبه والايى برخوردار مىشود . به عبارت ديگر انسان منتظر با رعايت همه شرايط انتظار به همان شان و منزلتى كه مورد انتظار دين اسلام است، رسيده و به بالاترين نقطه كمال نائل مىشود .
4 . آثار انتظار
انتظار منجى موعود از سويى عاملى براى پايدارى و شكيبايى در برابر سختىها و مشكلات عصر غيبت و از سويى ديگر عاملى براى پويايى، تحرك و آمادهباش هميشگى شيعيان است . براساس تعاليم ائمه معصومين، عليهمالسلام، منتظر بايد هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگى خود را چنان سامان دهد كه هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفتبتواند با سربلندى در پيشگاه حجتخدا حاضر شود .
آنچه درباره نقش سازنده انتظار گفته شد تنها زمانى مفهوم خود را بدرستى باز مىيابد كه بدانيم در مذهب شيعه «منجى موعود» تنها به عنوان انسان برترى كه در آخرالزمان زمين را از عدالت پر مىسازد و انسانهاى در بند را رهايى مىبخشد مطرح نيست; بلكه در اين مذهب او به عنوان تداومبخش رسالت انبيا، وارث اولياى الهى و در يك كلام «حجتخدا» () بر روى زمين نيز مطرح است .
به اعتقاد شيعه حجتخداوند بر روى زمين از طرفى دليل و راهنماى آشكار مردم به سوى صراط مستقيم و از طرف ديگر ملاك و معيارى است كه انسانها مىتوانند با رجوع به او ميزان انطباق خود را با دين خدا بسنجند .
با توجه به اين مفهوم آنكه در انتظار ظهور حجت استخود را مكلف مىكند كه تا همه مناسبات فردى و جمعىاش انعكاس انتظارش باشد;
به بيان ديگر تنها كسانى در زمان «ظهور» سربلندند كه در زمان «غيبت» در جهت تامين رضايت مولايشان تلاش كرده باشند .
اين معنا را بصراحت مىتوان از قرآن و روايات استفاده كرد . در يكى از آيات قرآن كريم آمده است:
روزى كه برخى نشانههاى خدا آشكار شود، ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . بگو چشم به راه باشيد، ما نيز چشم به راهيم . ()
در ذيل آيه يادشده، روايات متعددى به طريق شيعه و اهل سنت نقل شده كه در آنها «روزى كه برخى نشانههاى خدا آشكار شود» به زمان ظهور حضرت مهدى عليه السلام تفسير شده است . ()
از جمله در روايتى كه از امام صادق عليه السلام در تفسير آيه مزبور وارد شده، چنين آمده است:
مراد از نشانهها امامان هستند و آن نشانهاى كه انتظار كشيده مىشود، قائم عليه السلام است . در آن زمان ايمان كسى كه پيش از قيام آن حضرت با شمشير، ايمان نياورده براى او سودى نخواهد داشت، اگرچه به پدران آن حضرت كه پيش از او بودند، ايمان آورده باشد . ()
امام صادق عليه السلام در روايت ديگرى آيه يادشده را چنين تفسير مىكنند:
[مراد از آن روز] زمان خروج قائم ماست كه انتظارش كشيده مىشود، آنگاه فرمود: اى ابابصير! خوشا به حال پيروان قائم ما كه در زمان غيبت او چشم به راه ظهور اويند و در زمان ظهورش او را پيروى مىكنند . آنها دوستان خدا هستند كه نه بيمناك مىشوند و نه اندوهگين مىگردند . ()
در زيارت «الياسين» نيز كه از ناحيه مقدسه امام عصر عليه السلام نقل شده، با اشاره به آيه مذكور، خطاب به ائمه معصومين، عليهمالسلام، آمده است:
... رجعتشما [امامان] حق است و هيچ ترديدى در آن نيست، روزى كه ايمان كسى كه پيش از آن ايمان نياورده يا به هنگام ايمان كار نيكى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . ()
با توجه به اين نكته كه «رجعت» از رويدادهاى مقارن با عصر ظهور امام مهدى عليه السلام استبروشنى مىتوان نتيجه گرفت كه آيه يادشده نيز در زمان ظهور تحقق مىيابد .
نكتهاى كه از آيه و روايات يادشده استفاده مىشود اين است كه هر كس بايد تا پيش از آشكار شدن حجتخداوند چنان زندگى كند و خود و جامعهاش را چنان بسازد كه بتواند به هنگام ظهور در پيشگاه آن حضرت پاسخگو باشد; چراكه در آن روز ديگر توبه و پشيمانى سودى ندارد .
در روايتى كه پيش از اين از حضرت صاحبالامر عليه السلام نقل كرديم، ديديم كه آن حضرت درباره وظايف شيعيان در زمان غيبت مىفرمايد:
پس هر يك از شما بايد آنچه را كه موجب دوستى ما مىشود، پيشه خود سازد و از هر آنچه كه موجب خشم و ناخشنودى ما مىگردد، دورى گزيند; زيرا فرمان ما بهيكباره و ناگهانى فرا مىرسد و در آن زمان توبه و بازگشتبراى كسى سودى ندارد و پشيمانى از گناه كسى را از كيفر ما نجات نمىبخشد .
با توجه به آنچه گفته شد در مىيابيم كه انتظار «حجت» انتظارى است زنده و پويا كه در لحظه لحظه حيات آدمى جارى مىشود و زندگى فردى و اجتماعى او را متحول مىسازد .