وظایف منتظران

بهمن ۱۶م, ۱۳۸۸

پیشگفتار:
مهمترین و واجب ترین امور از نظر عقل وشرع عبارت است از : اذا کردن حق کسی که بر عهده تو حق داسته ، و نیز پاداش دادن به کسی  که به تو احسان نموده باشد.
و بدون تردید کشی که از تمام مردم حقش بر گردن ما افزون تر است و ازهمه بیشتر احسانش شامل حال ما می شود، وهم آن کسی که خداوند معرفتش را متمیم دین ما و باور به او را مکمل یقین ما وانتظار فرجش را بهترین اعمال ما قرار داده است ، یعنی صاحب الرمان وپرچمدار عدل واحسان وپاک کننده کفر وطغیان، عظمت وجودى و ابعاد مختلف شخصیت‏حضرت صاحب‏الامر علیه السلام باعث‏شده است که در طول هزار و اندى سال که از غیبت کبرى مى‏گذرد، هر گروه از مردم بسته به گرایش‏هاى خاص اعتقادى، اجتماعى و فرهنگى که داشته‏اند، از دیدگاهى خاص به تحلیل شخصیت و تعیین جایگاه آن حضرت در عالم هستى بپردازند .
در این میان جمعى از اصحاب سیر و سلوک و رهروان طریق عرفان و معنا با طرح موضوع خلیفة‏الله و انسان کامل و پرداختن به نقش حجت الهى در عالم هستى، تنها به جنبه فرا طبیعى آن وجود مقدس توجه کرده و از سایر جنبه‏ها غفلت ورزیدند .
گروهى دیگر از اصحاب شریعت توجه خود را تنها معطوف به جنبه طبیعى آن وجود مقدس ساخته و ضمن مطرح کردن نقشى که آن حضرت به عنوان امام و پیشواى مردم به عهده دارند هیچ‏گونه مسؤولیتى را در زمان غیبت متوجه مردم ندیدند و تنها تکلیف مردم را این دانستند که براى فرج آن حضرت دعا کنند تا خود بیایند و امور مردم را اصلاح کنند .
عده‏اى هم ضمن توجه به جنبه فراطبیعى و طبیعى وجود مقدس حضرت حجت علیه السلام تمام هم و غم خود را متوجه ملاقات با آن حضرت ساخته و تنها وظیفه خود را این دانستند که با توسل به آن حضرت به شرف ملاقات با آن ذات اقدس نائل شوند .
اما در این میان گروهى با در نظر گرفتن همه ابعادى که بدان‏ها اشاره شد، به طرح معناى درست انتظار پرداخته و درصدد تعیین وظیفه و نقش مردم در دوران غیبت‏برآمدند . در این دیدگاه، هم مساله خلافت الهى انسان کامل مطرح است، هم به جایگاه و نقش مردم در قبال آن حضرت توجه شده و هم وظیفه‏اى که مردم در دعا براى حفظ آن وجود مقدس و تعجیل در ظهورش دارند از نظر دور داشته نشده است .
شاید بتوان امام راحل امت، قدس‏سره، را به عنوان درخشان‏ترین چهره از گروه اخیر ذکر کرد . ایشان با صراحت‏به نقد و بررسى برداشت‏هاى مختلفى که از مساله انتظار فرج وجود دارد، پرداخته و دیدگاه خاص خود را در این زمینه چنین مطرح ساختند:
البته این پر کردن دنیا را از عدالت، این را ما نمى‏توانیم بکنیم، اگر مى‏توانستیم مى‏کردیم . اما، چون نمى‏توانیم بکنیم ایشان باید بیایند … . اما ما باید فراهم کنیم کار را، فراهم کردن اسباب این است که کار را نزدیک بکنیم، کار را همچو بکنیم که مهیا بشود عالم براى آمدن حضرت علیه السلام …
ایشان در جایى دیگر نیز درباره مفهوم «انتظار فرج‏» مى‏فرمایند:
انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و باید کوشش کنیم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پیدا کند . و مقدمات ظهور ان‏شاءالله تهیه شود .
در این تحقیق سعی شده در رابطه با وظایف منتظران در عصر غیبت تا انجا که مقدور است پرداخته شود.
 
فصل اول: سؤالهای فرعی:
قبل از پرداختن به اصل بحث به چند تا مسأله بعنوان سؤالهای فرعی اشاره خواهم کرد، که:
۱- آیا انتظار ضرورت دارد؟
 فضیلت آن چست؟
آثار انتظار چست؟
۱ . ضرورت انتظار
در تفکر شیعى، انتظار موعود، به عنوان یک اصل مسلم اعتقادى مطرح بوده و در بسیارى از روایات بر ضرورت انتظار قائم آل محمد، علیهم‏السلام، تصریح شده است، که از جمله مى‏توان به روایات زیر اشاره کرد:
۱ . محمد بن ابراهیم نعمانى در کتاب الغیبة روایت کرده است که روزى امام صادق علیه السلام خطاب به اصحاب خود فرمودند:
آیا شما را خبر ندهم به آنچه خداى، صاحب عزت و جلال، هیچ عملى را جز به آن از بندگان نمى‏پذیرد؟ گفتم: چرا . فرمود: گواهى دادن به اینکه هیچ شایسته پرستشى جز خداوند نیست و اینکه محمد [ صلى الله علیه و آله] بنده و فرستاده او است، و اقرار کردن به آنچه خداوند به آن امر فرموده، و ولایت ما، و بیزارى از دشمنانمان – یعنى خصوص امامان – و تسلیم شدن به آنان، و پرهیزکارى و تلاش و مجاهدت و اطمینان و انتظار قائم علیه السلام .
۲ . ثقة الاسلام کلینى در کتاب الکافى روایت مى‏کند که روزى مردى بر حضرت ابوجعفر امام باقر علیه السلام وارد شد و صفحه‏اى در دست داشت; حضرت باقر علیه السلام به او فرمود:
این نوشته مناظره کننده‏اى است که پرسش دارد از دینى که عمل در آن مورد قبول است . آن مرد عرض کرد: رحمت‏خداوند بر تو باد همین را خواسته‏ام . پس حضرت ابوجعفر باقر علیه السلام فرمود: گواهى دادن به اینکه خدا یکى است و هیچ شریکى براى او وجود ندارد، و این که محمد بنده و رسول او است، و این که اقرار کنى به آنچه از سوى خداوند آمده، و ولایت ما خاندان و بیزارى از دشمنان ما، و تسلیم به امر ما، و پرهیزکارى و فروتنى، و انتظار قائم ما، که ما را دولتى است که هر وقت‏خداوند بخواهد آن را خواهد آورد .
۳ . شیخ صدوق در کتاب کمال‏الدین از «عبدالعظیم حسنى‏» روایت مى‏کند که:
روزى بر آقایم محمدبن على بن موسى بن جعفر بن محمد بن على بن الحسین‏بن‏ابى‏طالب، علیهم‏السلام، وارد شدم و مى‏خواستم که درباره قائم از آن حضرت سؤال کنم که آیا همان مهدى است‏یا غیر او پس خود آن حضرت آغاز سخن کرد و به من فرمود:
اى ابوالقاسم! بدرستى که قائم از ماست و او است مهدى که واجب است در [زمان] غیبتش انتظار کشیده شود و در [زمان] ظهورش اطاعت گردد، و او سومین [امام] از فرزندان من است . ()
روایات یاد شده و بسیارى روایات دیگر – که در این مجال فرصت طرح آنها نیست – همگى بر لزوم انتظار حضرت قائم در دوران غیبت دلالت مى‏کند، اما حال باید دید که انتظار چه فضیلتى دارد و در کلام معصومین، علیهم‏السلام، از چه جایگاهى برخوردار است .
۲ . فضیلت انتظار
در روایات اسلامى آنچنان مقام و منزلتى براى منتظران موعود برشمرده شده که گاه انسان را به تعجب وا مى‏دارد که چگونه ممکن است عملى که شاید در ظاهر ساده جلوه کند از چنین فضیلتى برخوردار باشد . البته توجه به فلسفه انتظار و وظایفى که براى منتظران واقعى آن حضرت بر شمرده شده، سر این فضیلت را روشن مى‏سازد .
۱ . از پیامبر گرامى اسلام صلى الله علیه و آله روایت‏شده است که فرمودند:
برترین عبادت‏ها انتظار فرج است . ()
۲ . همچنین از آن حضرت روایت‏شده است که:
برترین جهاد امت من انتظار فرج است . ()
۳ . مرحوم مجلسى در کتاب بحارالانوار از امیرالمؤمنین علیه السلام نقل مى‏کند که آن حضرت فرمودند:
منتظر فرج باشید و از رحمت‏خداوند ناامید نشوید . بدرستى که خوشایندترین اعمال نزد خداوند، صاحب عزت و جلال، انتظار فرج است . ()
۴ . شیخ صدوق در کتاب کمال‏الدین از امام صادق علیه السلام روایت کرده که آن حضرت به نقل از پدران بزرگوارشان – که بر آنها درود باد – فرمود:
منتظر امر (حکومت) ما، بسان آن است که در راه خدا به خون خود غلتیده باشد . ()
۵ . در همان کتاب به نقل از امام صادق علیه السلام روایت دیگرى به این شرح در فضیلت منتظران وارد شده است:
خوشا به حال شیعیان قائم ما که در زمان غیبتش چشم به راه ظهور او هستند و در هنگام ظهورش فرمانبردار او، آنان اولیاء خدا هستند، همان‏ها که نه ترسى برایشان هست و نه اندوهگین شوند . ()
۶ . در روایت دیگرى مرحوم مجلسى از امام صادق علیه السلام نقل مى‏کند که:
هر کس از شما بمیرد در حالى که منتظر این امر باشد همانند کسى است که با حضرت قائم علیه السلام در خیمه‏اش بوده باشد . سپس حضرت چند لحظه‏اى درنگ کرده، آنگاه فرمود: نه، بلکه مانند کسى است که در خدمت آن حضرت شمشیر بزند . سپس فرمود: نه، به‏خدا همچون کسى است که در پیشگاه رسول خدا صلى الله علیه و آله شهید شده باشد . ()
چرا این همه فضیلت؟
با مشاهده روایات یاد شده ممکن است‏براى بسیارى این پرسش پیش آید که چرا انتظار از چنین فضیلت‏برجسته‏اى برخودار است؟ براى رسیدن به پاسخ مناسبى براى این پرسش چند نکته اساسى را باید مورد توجه قرار داد:
۱ . انتظار حلقه اتصال شیعه با امام معصوم: چنانکه مى‏دانید «ولایت‏» و «امامت‏» رکن اساسى مکتب تشیع است و اعتقاد به ضرورت وجود حجت‏خدا و امام معصوم در هر عصر و زمان از مهمترین نقاط تمایز این مکتب از سایر مکتب‏هاست . از دیدگاه شیعه پذیرش ولایت معصومین، علیهم‏السلام، و به طور کلى تسلیم در برابر امام و حجت عصر، سرآمد همه فضیلت‏ها و شرط اساسى قبولى همه اعمال عبادى است . البته انتظار به همان مفهوم درست آن; یعنى امید به ظهور و قیام عدالت‏گستر دوازدهمین امام معصوم از خاندان پیامبر اکرم صلى الله علیه و آله ; همو که در حال حاضر حجت‏خدا، واسطه فیض الهى، زنده و شاهد و ناظر اعمال شیعیان خود و فریادرس آنها در گرفتارى‏ها و ناملایمات است .
۲ . انتظار، معیار ارزش انسان‏ها: آرزوها و آمال انسان‏ها معیار خوبى براى سنجش میزان رشد، کمال و تعالى آنهاست; تا آنجا که برخى مى‏گویند: «بگو چه آرزویى دارى تا بگویم کیستى‏» . آرزوهاى بلند، متعالى و ارزشمند حکایت از کمال روح و رشد شخصیت انسان‏ها و بلنداى همت آنها مى‏کند . به عکس آرزوهاى خرد، حقیر و بى‏ارزش نشان از بى‏همتى و رشدنیافتگى افراد دارد .
امام على علیه السلام در همین زمینه مى‏فرماید:
ارزش مرد به اندازه همت اوست . ()
پس از این مقدمه مى‏توان گفت که چون انسان منتظر برترین و ارزشمندترین آمال و آرزوهاى ممکن را داراست، به طور طبیعى از بهترین و والاترین ارزش‏ها نیز برخوردار است .
توضیح اینکه آرزوى نهایى انسان منتظر، حاکمیت نهایى دین خدا و مذهب اهل‏بیت، علیهم‏السلام، بر سراسر جهان، استقرار حکومت صالحان و مستضعفان در سراسر گیتى، کوتاه شدن دست ظالمان و مستکبران از گوشه گوشه جهان، برقرارى نظام قسط و عدالت‏بر پهنه زمین و گسترش امنیت و رفاه در جاى جاى کره خاک است .
۳ . انتظار عامل پویایى و سازندگى فرد و اجتماع: چنانکه از مطالب بعدى و در بحث از وظایف منتظران روشن خواهد شد، انتظار نقش مهمى در سازندگى، پویایى و اصلاح فرد و جامعه در زمان غیبت دارد، و اگر انسان منتظر به وظایفى که براى او برشمرده شده عمل کند به الگوى مطلوب انسان دیندار دست مى‏یابد و از جایگاه و مرتبه والایى برخوردار مى‏شود . به عبارت دیگر انسان منتظر با رعایت همه شرایط انتظار به همان شان و منزلتى که مورد انتظار دین اسلام است، رسیده و به بالاترین نقطه کمال نائل مى‏شود .

۴ . آثار انتظار
انتظار منجى موعود از سویى عاملى براى پایدارى و شکیبایى در برابر سختى‏ها و مشکلات عصر غیبت و از سویى دیگر عاملى براى پویایى، تحرک و آماده‏باش همیشگى شیعیان است . براساس تعالیم ائمه معصومین، علیهم‏السلام، منتظر باید هر لحظه آماده ظهور باشد و زندگى خود را چنان سامان دهد که هر زمان اراده خدا به ظهور تعلق گرفت‏بتواند با سربلندى در پیشگاه حجت‏خدا حاضر شود .
آنچه درباره نقش سازنده انتظار گفته شد تنها زمانى مفهوم خود را بدرستى باز مى‏یابد که بدانیم در مذهب شیعه «منجى موعود» تنها به عنوان انسان برترى که در آخرالزمان زمین را از عدالت پر مى‏سازد و انسان‏هاى در بند را رهایى مى‏بخشد مطرح نیست; بلکه در این مذهب او به عنوان تداوم‏بخش رسالت انبیا، وارث اولیاى الهى و در یک کلام «حجت‏خدا» () بر روى زمین نیز مطرح است .
به اعتقاد شیعه حجت‏خداوند بر روى زمین از طرفى دلیل و راهنماى آشکار مردم به سوى صراط مستقیم و از طرف دیگر ملاک و معیارى است که انسان‏ها مى‏توانند با رجوع به او میزان انطباق خود را با دین خدا بسنجند .
با توجه به این مفهوم آنکه در انتظار ظهور حجت است‏خود را مکلف مى‏کند که تا همه مناسبات فردى و جمعى‏اش انعکاس انتظارش باشد;
به بیان دیگر تنها کسانى در زمان «ظهور» سربلندند که در زمان «غیبت‏» در جهت تامین رضایت مولایشان تلاش کرده باشند .
این معنا را بصراحت مى‏توان از قرآن و روایات استفاده کرد . در یکى از آیات قرآن کریم آمده است:
روزى که برخى نشانه‏هاى خدا آشکار شود، ایمان کسى که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . بگو چشم به راه باشید، ما نیز چشم به راهیم . ()
در ذیل آیه یادشده، روایات متعددى به طریق شیعه و اهل سنت نقل شده که در آنها «روزى که برخى نشانه‏هاى خدا آشکار شود» به زمان ظهور حضرت مهدى علیه السلام تفسیر شده است . ()
از جمله در روایتى که از امام صادق علیه السلام در تفسیر آیه مزبور وارد شده، چنین آمده است:
مراد از نشانه‏ها امامان هستند و آن نشانه‏اى که انتظار کشیده مى‏شود، قائم علیه السلام است . در آن زمان ایمان کسى که پیش از قیام آن حضرت با شمشیر، ایمان نیاورده براى او سودى نخواهد داشت، اگرچه به پدران آن حضرت که پیش از او بودند، ایمان آورده باشد . ()
امام صادق علیه السلام در روایت دیگرى آیه یادشده را چنین تفسیر مى‏کنند:
[مراد از آن روز] زمان خروج قائم ماست که انتظارش کشیده مى‏شود، آنگاه فرمود: اى ابابصیر! خوشا به حال پیروان قائم ما که در زمان غیبت او چشم به راه ظهور اویند و در زمان ظهورش او را پیروى مى‏کنند . آنها دوستان خدا هستند که نه بیمناک مى‏شوند و نه اندوهگین مى‏گردند . ()
در زیارت «ال‏یاسین‏» نیز که از ناحیه مقدسه امام عصر علیه السلام نقل شده، با اشاره به آیه مذکور، خطاب به ائمه معصومین، علیهم‏السلام، آمده است:
… رجعت‏شما [امامان] حق است و هیچ تردیدى در آن نیست، روزى که ایمان کسى که پیش از آن ایمان نیاورده یا به هنگام ایمان کار نیکى انجام نداده است، براى او سودى نخواهد داشت . ()
با توجه به این نکته که «رجعت‏» از رویدادهاى مقارن با عصر ظهور امام مهدى علیه السلام است‏بروشنى مى‏توان نتیجه گرفت که آیه یادشده نیز در زمان ظهور تحقق مى‏یابد .
نکته‏اى که از آیه و روایات یادشده استفاده مى‏شود این است که هر کس باید تا پیش از آشکار شدن حجت‏خداوند چنان زندگى کند و خود و جامعه‏اش را چنان بسازد که بتواند به هنگام ظهور در پیشگاه آن حضرت پاسخگو باشد; چراکه در آن روز دیگر توبه و پشیمانى سودى ندارد .
در روایتى که پیش از این از حضرت صاحب‏الامر علیه السلام نقل کردیم، دیدیم که آن حضرت درباره وظایف شیعیان در زمان غیبت مى‏فرماید:
پس هر یک از شما باید آنچه را که موجب دوستى ما مى‏شود، پیشه خود سازد و از هر آنچه که موجب خشم و ناخشنودى ما مى‏گردد، دورى گزیند; زیرا فرمان ما به‏یکباره و ناگهانى فرا مى‏رسد و در آن زمان توبه و بازگشت‏براى کسى سودى ندارد و پشیمانى از گناه کسى را از کیفر ما نجات نمى‏بخشد .
با توجه به آنچه گفته شد در مى‏یابیم که انتظار «حجت‏» انتظارى است زنده و پویا که در لحظه لحظه حیات آدمى جارى مى‏شود و زندگى فردى و اجتماعى او را متحول مى‏سازد .

نظر بدهید